خاطرات مادر شهید - صفحه 2

آخرین اخبار:
خاطرات مادر شهید

خاطرات مادر شهید زینب کمایی (1) بیداری

نفهمیدم چند دقیقه یا چند ساعت ولی در خواب احساس در و سنگینی می کردم. روز دوم عید سال 1361 بود، اما چه عیدی! زینب راست گفت که عید نداریم. از خواب که بیدار شدم، سرم سنگین بود و تیر می کشید. توی هال و پذیرایی قدم زدم.
شهید قربانعلي آقاخاني به روایت مادر شهيد

حافظ خون شهدا و انقلاب اسلامي باشيد/ پیام شهید

قبل از عيد نوروز 65 ، وقتي كه مجروح شد و از بیمارستان به خانه آمد به من می گفت كه مادر جان، من نمي توانم در اين شهرزندگي كنم و نمي توانم جلو چشم مادر دو شهيد طلبه، لباس طلبه بپوشم و از جلو چشم مادر اين شهيدان عبور كنم.
طراحی و تولید: ایران سامانه