آخرین اخبار:
کد خبر : ۶۳۴۱۰۱
۰۸:۵۰

۱۴۰۵/۰۸/۰۵

مفسرِ قرآن در میدانِ رزم؛ روایت شهادت حماسی منصور قدیانلو

او که در میانِ جمع، با طبعِ لطیف و شوخ‌طبعی خود، لبخند بر لبان همه می‌نشاند، در خلوتِ خود، با آیاتِ قرآن در پیِ معنای حقیقت بود. منصور قدیانلو، جوانی که هم در آهنگری، آهن را شکل می‌داد و هم در مسیرِ ایمان، روحِ خود را صیقل می‌داد، در لحظه‌ای که نیاز به انسانیت بیش از هر چیز احساس می‌شد، برای نجاتِ هم‌رزمانش از میانِ شعله‌ها و سنگ‌ها گذشت. روایتِ شهادتِ او، روایتِ ایثار در اوجِ گرسنگی و تشنگی و در لحظه‌ی انتظار برای افطار است.


به گزارش نوید شاهد البرز؛ منصور قدیانلو، زاده‌ی شهر همدان، در خانواده‌ای رشد کرد که هنرِ آهنگری در رگ‌هایشان جاری بود. او در کنار پدر و برادرش، میانِ جرقه‌های آتش و ضرباتِ چکش، نه تنها به مهارتِ کار می‌پرداخت، بلکه با صبر و استقامت، روحِ خود را نیز در مسیرِ تعالی می‌آورد. آهنگری برای او تنها یک شغل نبود؛ بلکه مهارتی بود که با نظم و دقتِ مذهبی در وجودش عجین شده بود.

مفسرِ قرآن در میدانِ رزم؛ روایت شهادت حماسی منصور قدیانلو

او در عینِ اشتغال به امور مادی، با دنیای معنوی پیوندی عمیق داشت. برخلاف تصورِ بسیاری، او تنها یک جوانی خوش‌مشرب نبود، بلکه یک مفسرِ قرآن بود. چنان که خانواده‌اش با افتخار روایت می‌کنند، اگر برادر بزرگتر او که تحصیلات ارشد زبان عربی داشت، در فهمِ لایه‌های پیچیده و معانیِ آیات دچار تردید می‌شد، از منصور که با قرآن مأنوس بود، یاری می‌جست. این نشان می‌دهد که منصور، فراتر از یک حافظ، درک عمیقی از کلامِ وحی داشت و قرآن، رفیقِ شبانه و همدمِ روزانه‌ی او بود.

طبعِ لطیف و ایمانِ استوار

یکی از برجسته‌ترین ویژگی‌های منصور، تضادِ زیبای میانِ «شخصیتِ اجتماعیِ شوخ» و «باورهایِ عقیدتیِ محکم» او بود. او مردی بود که حضورش در هر جمعی، رنگ و بویی از شادی و نشاط می‌آورد. طبعِ لطیف و لبخندِ همیشگی‌اش، باعث می‌شد که همه مشتاقِ هم‌صحبتی با او باشند. او با کودکان و برادرزاده‌ها چنان مهربان و همدل بود که گویی هم‌بازیِ آن‌هاست.

اما این شوخی و شادی، هرگز از مسیرِ ایمان او دور نمی‌شد. او در میانه رفت‌وآمدها و جشن‌ها، همواره هوادارِ راستینِ حق بود. در شب‌های یلدا، وقتی خانواده دور هم جمع می‌شدند، شعارِ او در میانِ خنده‌ها، فریادِ حق‌طلبی بود: «مرگ بر آمریکا، مرگ بر اسرائیل». این تضاد میانِ روحیه آرام و برخوردِ قاطع با باطل، از ویژگی‌های متمایزِ شخصیتِ این شهید بود.

 مأموریت در سپاه و پادگان غدیر

منصور در صفوفِ بسیج سپاه، فعال و مسئولیت‌پذیر بود. او با انجامِ مأموریت‌های مختلف، از جمله وظایف دژبانی، نشان داد که در هر جایگاهی، با نظم و دقت عمل می‌کند. حضور او در پادگان غدیر (منطقه تپه ماهور)، بخشی از زندگیِ پرجنب‌وجوشِ او بود؛ جایی که میانِ وظیفه نظامی و مسئولیت‌های انسانی، پیوندی ناگسستنی برقرار کرد.

 ایثار در غایتِ نیاز؛ افطاری با خون و شهادت

لحظه‌ی شهادتِ منصور، صحنه‌ای است که هر قلبِ مومنی را به لرزه درمی‌آورد. در روزی که ماهِ مبارک رمضان، عطش و گرسنگی در اوج بود، حادثه‌ای ناگوار در منطقه رخ داد. خودروی پادگان که در میانه‌ی لایه‌ای از تپه قرار داشت، هدفِ حمله‌ی موشکی قرار گرفت.

منصور که در آن لحظه در لباسِ رزم بود، با شنیدنِ نیازِ هم‌رزمانش که در خودرو گرفتار شده بودند، لحظه‌ی افطار را فراموش کرد. او نه برای نجاتِ جانِ خود، بلکه برای نجاتِ دو همکارش، با پای برهنه (بدون پوتین) و با شتاب، از تپه بالا رفت تا صدای آن‌ها را بشنود و به آن‌ها کمک کند.

در همان لحظه، با اصابت موشک به خودرو، انفجار شدیدی رخ داد. نیرویِ عظیمِ برخورد، پیکرِ مطهرِ منصور را به عقب پرتاب کرد. او در میانه‌ی برخوردِ سنگ‌ها و کلوخ‌ها و ضرباتِ متعدد به سر و گردن، در حالی که برای نجاتِ دیگران می‌دوید، به شهادت رسید. در حالی که همکارانش در خودرو جان باختند یا مجروح شدند، منصور، با همان روحیه ایثارگر، در مسیرِ رسیدن به هم‌رزمانش، به لقای الهی پیوست.

 میراثِ منصور؛ مفسری که با خون، آیه نوشت

منصور قدیانلو رفت، اما نام او در میانِ لایه‌های خاکِ پادگان غدیر و در میانِ صفحاتِ قرآن، جاودانه ماند. او به ما آموخت که ایمان، تنها در تسبیح‌گویی نیست، بلکه در لحظه‌ی نیاز، وقتی شکم گرسنه است و لب‌ها تشنه، برای نجاتِ دیگری از میانِ آتش و سنگ گذشتن است. او آهنگرِ ایمان بود که با خونِ خویش، نقشِ شهادت را بر سپیده‌ی صبحِ جاودانگی حک کرد.
انتهای پیام/


گزارش خطا

ارسال نظر
طراحی و تولید: ایران سامانه