آخرین اخبار:
کد خبر : ۶۳۳۴۴۲
۱۰:۵۵

۱۴۰۵/۰۷/۲۴

مردی که به عهدش با پدر وفا کرد

خانواده سردار شهید «اصغر شامی» از سال‌ها تلاش او برای خدمت به مردم، توجه به همکاران، دلبستگی به خانواده و آرزوی دیرینه‌اش برای شهادت می‌گویند؛ مردی که با وجود مسئولیت‌های سنگین شغلی، از خانواده غافل نمی‌شد و همواره تلاش می‌کرد در لحظات سخت، در کنار همکارانش باشد. او بار‌ها به پدرش وعده داده بود که سربلندش خواهد کرد؛ وعده‌ای که با شهادتش تحقق یافت.


مردی که به عهدش با پدر وفا کرد

 

 

به گزارش نوید شاهد زنجان، سرهنگ شهید «اصغر شامی» متولد سال ۱۳۵۳ بود. به گفته پدرش، خوش‌برخوردی و خونگرمی از ویژگی‌های برجسته او به شمار می‌رفت. وی پس از گذراندن دوران سربازی در ارتش، به نیروی انتظامی پیوست و سال‌های فعالیت خود را در مسیر خدمت به مردم و تأمین امنیت جامعه سپری کرد. او که به‌تازگی با حکم سردار محمدیان، فرمانده انتظامی پایتخت، به‌عنوان جانشین بازرسی منصوب شده بود، در حمله رژیم صهیونیستی به مرکز فرماندهی نیروی انتظامی به شهادت رسید.


برادری که برای همکارانش از هیچ تلاشی دریغ نمی‌کرد
برادر شهید «اصغر شامی» با اشاره به توجه برادرش به خانواده و اطرافیان، از روحیه مسئولیت‌پذیری او در قبال مردم و همکارانش گفت: «برادرم علاوه بر توجه به اعضای خانواده، بسیار پیگیر امور مردم و همکارانش بود. سال گذشته در میهمانی منزل پدرم بودیم که خبر دادند یکی از همکارانش به شهادت رسیده است. اصغر میهمانی را رها کرد تا به کار‌های دوستش رسیدگی کند.»
وی با یادآوری دورهمی‌های خانوادگی در روز‌های پایانی هفته افزود: «همیشه آخر هفته‌ها در خانه پدری دور هم جمع می‌شدیم، اما آخرین باری که خانواده دور هم جمع شدیم، اصغر درگیر کارهایش بود و نتوانست بیاید.»
برادر شهید با اشاره به دیدار اعضای خانواده با او در روز عید غدیر گفت: «آن روز خبر داد که در میدان انقلاب است و ما هم برای دیدنش به آنجا رفتیم. از حمله رژیم صهیونیستی و شهادت فرماندهان، دانشمندان هسته‌ای و مردم بسیار ناراحت بود و می‌گفت خائنان و وطن‌فروشان آتش این جنگ را روشن کرده‌اند.»
وی درباره لحظات پایانی آن دیدار نیز اظهار کرد: «همراهانش مدام تذکر می‌دادند که اصغر را زودتر ببرند. چند بار خداحافظی کردیم، اما هر بار اتفاقی می‌افتاد و صحبت‌هایمان ادامه پیدا می‌کرد. انگار به او الهام شده بود که آن دیدار، آخرین دیدار ماست و دلمان نمی‌آمد از هم جدا شویم.»
توجه شهید «اصغر شامی» به همکارانش تنها به پیگیری‌های روزمره محدود نبود. آخرین نامه اداری او نیز درباره پیگیری درخواست یکی از همکارانش برای دریافت منزل سازمانی بود؛ موضوعی که نشان‌دهنده توجه او به مسائل و نیاز‌های کارکنان نیروی انتظامی بود.


زندگی مشترکی با توسل به امیرالمؤمنین (ع)
همسر شهید «اصغر شامی» نیز از تلاش‌های همسرش برای تأمین آرامش خانواده و باور‌های مذهبی او سخن گفت و اظهار کرد: «شهید بسیار پرتلاش بود و تمام تلاشش را برای آرامش و آسایش ما انجام می‌داد. وقتی ازدواج کردیم، زندگی‌مان را بیمه امیرالمؤمنین (ع) کردم و به عدد نام مبارک حضرت، هر ماه ۱۱۰ تومان به‌عنوان خیرات کنار می‌گذاشتم.»
وی با اشاره به آخرین خیرات خود در روز عید غدیر افزود: «آخرین مبلغ را عید غدیر به پسرم دادم تا برای روز عید در مسجد هزینه کنند و فردای آن روز، همسرم با شهادت، به‌ظاهر از کنار ما رفت.»


هدیه‌ای که همسر شهید آن را نشانه‌ای از حضور او دانست
همسر شهید با اشاره به باور خود درباره زنده بودن شهدا و احساس حضور همسرش در زندگی خانواده، خاطره‌ای از روز‌های پس از شهادت او را روایت کرد و گفت: «حضور او را همیشه احساس می‌کنم. یک روز سر مزار همسرم بودیم که پسرهایم تماس گرفتند و گفتند برای سفر کربلا به کیف پاسپورتی نیاز دارند. همین که تلفن قطع شد، یکی از اقوام دو کیف پاسپورت به من داد و گفت اینها برای بچه‌هاست. در دلم از همسرم تشکر کردم و آن را هدیه‌ای از جانب او می‌دانستم.»
وی با یادآوری برنامه خانوادگی‌شان برای سفر اربعین به کربلا ادامه داد: «قرارمان این بود که امسال چهارنفره به کربلا برویم، اما روح او زودتر مهمان سیدالشهدا (ع) شد.»

پدری مهربان که با وجود مشغله، برای فرزندانش وقت می‌گذاشت
آرتین و آرمین شامی، فرزندان شهید «اصغر شامی»، نیز از ویژگی‌های اخلاقی پدرشان و توجه او به خانواده گفتند. آنان با اشاره به مسئولیت‌های سنگین پدرشان در تأمین امنیت جامعه، تأکید کردند که وی با وجود مشغله‌های فراوان، زمانی را نیز به خانواده و تفریح با فرزندانش اختصاص می‌داد.
فرزندان شهید اظهار کردند: «وقتی پدرمان شهید شد، بیشتر برایمان روشن شد که کار ایشان چقدر اهمیت داشته و نبودن‌هایش واقعاً فداکاری بزرگی بوده است. در جنگ، مردم قدر این فداکاری‌ها را با حفظ اتحادشان دانستند.»
آنان همچنین پدرشان را فردی مهربان، سخت‌کوش و وقت‌شناس توصیف کردند که برای خدمت به مردم از هیچ تلاشی دریغ نمی‌کرد.

آرزوی شهادتی که در کنار همکارانش شکل گرفت
به گفته اطرافیان شهید «اصغر شامی»، او همواره تلاش می‌کرد خود را به بالین همکاران شهیدش برساند و در آخرین لحظات در کنار آنان باشد. حضور در کنار دوستان و همکارانش در لحظات دشوار، بخشی از روحیه مسئولیت‌پذیری او بود؛ روحیه‌ای که در سال‌های خدمت نیز همراهش ماند. شاید مشاهده لحظات پایانی زندگی همکاران شهیدش و مواجهه با عظمت شهادت آنان، در شکل‌گیری آرزوی شهادت در دل او نقش داشته باشد؛ آرزویی که سرانجام با شهادتش محقق شد.
شهید سردار «اصغر شامی» بار‌ها به پدرش گفته بود که او را سربلند خواهد کرد؛ وعده‌ای که به روایت خانواده، با شهادتش تحقق یافت و نام او را در خاطره خانواده و همراهانش ماندگار ساخت.


گزارش خطا

ارسال نظر
طراحی و تولید: ایران سامانه