خاطره خودنوشت شهید عسکر زمانی «4»

حقایقی در زندگی

شهید «عسکر زمانی» در دفتر خاطرات خود می‌نویسد: «الان كه دارم اين رو می‌نويسم تقريبا چهار ماهی با ورق قبلی فاصله هست اما انقدر زود گذشت كه نتوانستم دست و پایم را جمع كنم و حالا...» متن خاطره چهارم این شهید بزرگوار را در نوید شاهد بخوانید.
خدایا می خوانمت يقين دارم که اجابت مي کنی
شهيد "رضاقلی اسکندری"

خدایا می خوانمت يقين دارم که اجابت مي کنی

شهيد "رضاقلی اسکندری" در مناجات نامه خود می نویسد: خدایا خود فرمودی ادعونی استجب لکم خدايا ترا مي خوانم و يقين دارم که اجابتم مي کني و اين بنده عاصي از درگه تو تمنا دارم که از سرتقصيرات من بگذري و به من لياقت وصال دوست را عطا فرمايي.
خدایا شايستگی بنده خوب بودن را نصيبم کن
مناجات شهيد ايرج باقری؛

خدایا شايستگی بنده خوب بودن را نصيبم کن

شهید باقری در مناجات نامه خود می نویسد: خدايا اينک که لباس رزم پوشيده ام ، خدايا اينک که راه حسين و شهادت را انتخاب کرده ام ، خداوندا مرا جزء سربازان اسلام و رهروان خميني قرار بده و شايستگي بنده خوب بودن را نصيب من کن .
چون گدایی روز و شب، درب خانه ات را می‎‌کوبم
مناجات شهيد شرفی«1»

چون گدایی روز و شب، درب خانه ات را می‎‌کوبم

شهيد «جليل شرفی» در دفتر یادداشت خود می نویسد: «بوعلی انسان مخلص، متواضع و متوکل. دوست او می گفت: به هنگام عقب رفتن دشمن از نيسان غمگين بوده که خدايا نکند...» متن کامل قسمت اول مناجات این شهید بزرگوار را در نوید شاهد بخوانید.
معبودا؛ آرزومندم که گمنام بميرم و بي نام نشان باشم
مناجات نامه شهيد مصطفي اخگر؛

معبودا؛ آرزومندم که گمنام بميرم و بي نام نشان باشم

شهيد مصطفي اخگر در مناجات نامه خود می نویسد: پروردگارا ، معبودا ... آرزومندم که گمنام بميرم و بي نام نشان باشم ، مفقود شوم و بي اثر باشم هر بار که به گلستان و گلزار شهدا مي رفتم و بر سر قبور شهيدان گمنام و مفقود الاثر مي نشستم و بحال آنان غبطه مي خوردم و خجل بودم و بر حال خودم ميناليدم و آرزوي چنين مرگ با شرافت و عزت که فخر و عظمت است مي کردم .
نجواهای عارفانه شهید علی صیاد فتوت با معبود
شهادت اول آبان؛

نجواهای عارفانه شهید علی صیاد فتوت با معبود

چه شيرين است عبادتي که عُجب ندارد . چه شيرين است اشکي که ريا ندارد . چه شيرين است نمازي که غير تو ندارد . چه شيرين است لباسي که فخر و جاه طلبي ندارد . چه شيرين است دلي که تنها تو را دارد . چه شيرين است گمنامي که به جز تو کسي را ندارد . چه شيرين است بوي نور را درک کردن.
شهادت 30 مهر؛

یک مناجات نامه خواندنی به قلم شهید نعمت الله محمدی

خدايا تو ميداني که در تار و پود وجودم به مهر تو سرشته است از لحظه اي که به دنيا آمدم ياد تو را بر قلبم گره زدند و نام تو را در گوشم خوانده اند تو ميداني که در سراسر عمرم هيچ گاه تو را فراموش نکرده ام ، در سرزمين هاي دور دست فقط تو در کنار بودي ، در شب هاي تار تو فقط انيس دردها و غم هايم بود ، در صحنه هاي خطر فقط تو مرا حفظ مي کردي ، اشک هاي ريزانم را فقط تو مشاهده مي کردي بر قلب مجروحم فقط ياد تو و ذکر تو مرهم مي گذاشت .
خدايا! شفيعانى آبرودار را آورده ام، رضايت بر شهادتم ده
مناجاتی از شهید عليرضا رضوی «1»

خدايا! شفيعانى آبرودار را آورده ام، رضايت بر شهادتم ده

شهيد «عليرضا رضوی» در دفترچه یادداشت خود می نویسد: «خدايا تو خود كه پرواز را بر من آموختى پس چرا صبر چرا فرياد نه؟ چرا ماندن؟ چرا رها شدن نه؟ خدايا اگر امروز كه پهلوى شكسته فاطمه (س) را، دست قلم شده عباس (ع) را، سربريده حسين (ع) را و هر وقت قلب زينب (س) را درگاهت آورده ام...» متن کامل مناجات این شهید بزرگوار را در نوید شاهد بخوانید.
«یار آسمانی» / دل نوشته ای از شهید عبدالعلی ناظم پور

«یار آسمانی» / دل نوشته ای از شهید عبدالعلی ناظم پور

در میدان مین،تو هستی و خالق نادیده ی تو و جلسه ای بزرگ با سوالاتی مختلف در مقابل رویت،آرزوها در جلوی چشمانت نقش بسته و شیطان،تمامی سعی خود را با تمام وسایلش به کار می بندد؛قیافه ی معصوم و پر عاطفه ی مادر را می بینی،دلسوزی برادر و خواهر را به یاد می آوری و دوستان و هم ردیفان،با نصایحشان به یادت می آید.
دلنوشته ای از شهيد عنايت الله روغنيان
شهادت 6 فروردین؛

دلنوشته ای از شهيد عنايت الله روغنيان

اکنون اين خرمشهر است که با صدای انفجار توپ و غرش خمپاره ها به لرزش افتاده است شبها نور خمپاره های منور خرمشهر را نورانی می کند در کنار رودخانه همه چيز ساکت و آرام است امواج ملايم روی هم می غلطند اکنون صبح است .
بعدی 1 2 3 4 قبلی