چهارشنبه, ۲۱ اسفند ۱۳۹۸ ساعت ۱۲:۰۲
شهید "محمد رضا کمری زاده" اسفند سال 42 در شهرستان یزد به دنیا آمد و سرانجام 26 آذر 1360 در گیلان غرب به شهادت رسید. او در وصیت نامه خود چنین می گوید: « چنين نباشد كه مال و فرزندان شما باعث از ياد بردن دينتان بشود كه شما از زيانكاران هستيد.» او شهیدی بود که به گفته خودش به عشق لبیک گفتن به مولایش امام حسین(ع) به جبهه آمده بود.


به گزارش نوید شاهد یزد شهید محمد رضا کمری زاده  21 اسفند 1342 در شهرستان یزد به دنیا آمد. دانش آموز سوم متوسطه در رشته مکانیک بود با آغاز جنگ تحمیلی به عنوان بسیجی با سمت بسیم چی راهی جبهه های حق علیه باطل شد سرانجام در 26 آذر 1360 در گیلان غرب بر اثر اصابت ترکش خمپاره به سر به شهادت رسید. در ادامه شما را به خواندن وصیتنامه این شهید بزرگوار دعوت می نماییم .


متن وصیت نامه شهید

((بسم‌الله الرحمن الرحيم  يا اايها الذين آمنوا لا تلهكم اموالكم و لا اولادكم عن ذكرالله و من يفعل ذلك فاولئك هم الخاسرون ))

{اى اهل ايمان مبادا هرگز مال و فرزندانتان شما را از ياد خدا غافل سازد و كسانى كه به امور دنيا از ياد خدا غافل شوند آنها از زيانكاران عالمند.}(سوره منافقون آيه 8-9)

 چنين نباشد كه مال و فرزندان شما باعث از ياد بردن دينتان بشود كه شما از زيانكاران هستيد

اى برادر و اى خواهر و اى همسنگران در سنگر داخل، و اى پدر و مادر من به عنوان يک فرزند كوچک و ناقابل در راه خدا با شما صحبت مى‌كنم هر مسلمان در ازاى گذاشتن نام مسلمان برروى خود وظيفه‌اى دارد كه بايد به آن جامه عمل بپوشد اين پيام را از اين برادر و فرزند كوچک خود قبول كنيد خداوند به شما چنين مى‌گويد كه دست از مال دنيا برداشته به حيات اخروى بينديشيد و نباشد چنين كه مال و فرزندان شما باعث از ياد بردن دينتان بشود كه شما از زيانكاران هستيد حضرت على(ع) مى‌گويد كه وابسته بودن به مال دنيا سه چيز را  به همراه دارد: 1ـ اندوه دائم 2ـ حرص شديد 3ـ آرزوهاى بى‌پايان. پس دست از جان و مال كشيده و به الله بپيونديد.

من به جبهه رفتم تا پیام امام حسین (ع) را لبیک بگویم

اما چرا من به جبهه رفتم من به پيام حسين(ع) که مى‌فرمايد : "هل من ناصر ينصرنى" لبيک گفته و به جبهه رفتم چون خداى مى‌گويد:
((من طلبنى وجدنى و من وجدنى عرفنى و من عرفنى عشقنى و من عشقنى عشقته و عشقته قتلته فعلى ديته و من على ديته فان ديته))
آنكس كه مرا طلب كند مى‌يابد مرا و آنكس كه مرا يافت مى‌شناسد مرا و آن كس كه شناخت عاشقم میشود و آنكس كه عاشقم شد عاشقش مى‌شوم و آنكس كه عاشقش شدم مى‌كشم او را و آنكس را كه كشتم مى‌پردازم خون بهايش را و كسى كه من بايد خونبهايش را بدهم خودم خونبهايش هستم.

و به اين راه قدم گذاشتم و آن راه را پيمودم و اكنون كه به شهادت رسيدم از شما اين را مى‌خواهم كه ياور امام باشيد كه راه امام خمينى راه امام زمان و امامان قبل از اوست و راه امامان و راه پيغمبر و راه پيغمبر راه خداست پس ياور و يارى دهنده او باشيد زيرا اوست كه موقعى كه همه خوابيم دعا مى‌كند و جانماز خود را با اشک خود خيس مى‌كند پس دعا كنيد به سلامتى او و عمل هرچه را قرآن مى‌گويد تا رستگار و پيروز باشيد.
و اما تو اى پدر و مادر و خواهر و برادر اميدوارم در عزاى من نگرييد و اگر هم اشک از چشمانتان بيرون مى‌جهد اشک شوق باشد.والسلام عليكم و رحمة‌الله و بركاته - به اميد پيروزى نهايى  


 


برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده