گذری بر وصیت نامه شهید حبیب الله فلاح زاده؛
دوشنبه, ۲۴ تير ۱۳۹۸ ساعت ۱۰:۴۹
وصیتی برای خواهران مکتبی و انقلابی دارم و آن اینکه حجاب سنگری مقاوم در برابر استعمارگران و مشتی محکم بر دهان غرب است . حجاب را حفظ کنید زیرا که حیثیت و شرف و بزرگواری شما خواهران در حفظ حجابتان است و لباس جنگ شما همین حجاب شما است.
ذره ای از کارتان برای ریا و خودنمایی نباشد

به گزارش نوید شاهد یزد، شهیدحبیب الله فلاح ­زاده ­ابرقويي يكم ارديبهشت 1345، در شهرستان ابركوه به دنيا آمد. پدرش حسن، فروشنده بود و مادرش زينب نام داشت. وقتی که دانش ­آموز دوم متوسطه در رشته تجربي بود به عنوان بسيجي در جبهه حضور يافت. این شهید گرانقدر بيست­ و چهارم تير 1361، با سمت كمك آرپي‌جي‌زن در منطقه كوشك به شهادت رسيد و هرگز اثري از پيكرش به دست نيامد!

در ادامه وصیت نامه این شهید گرانقدر را باهم می خوانیم:

همانا خداوند جان و مال مومنین را در راه خدا به بهای بهشت از ایشان خریداری نموده، مومنانی که در راه او جهاد میکنند پس میکشند و خودکشته میشوند و این خود سعادت و پیروزی عظیمی است .

برادران و خواهران من:

در موقعی وصیت نامه خود را می نویسم که چند ساعتی بیشتر به حمله نمانده است و چنددقیقه ای هم به غروب آفتاب ، به شما امت شهید پرور و خانواده گرامی سفارشی دارم که خالصانه آن را از این دل تنگم برای شما بیان می کنم

برادرانم ؛

این زمان زمان ایثار و مقاومت است زمانی است که باید خون داد تا اسلام عزیز زنده بر جا بماند زمانی است که ظلم و جور حلقوم ملتهای مستضعف را گرفته و فقر ناشی از ظلم ظالمان و استعمارگران هر روز این ملتهای مسلمان و مستضعف را آزار میدهد دیگر آن زمان تجملات و زیبا گرایی گذشته است زمان رسیدن به معبود و وصال به الله است چه خوش است که انسان این جان ناقابلش را در راه خدا بدهد و در عوض برود در کنار  صالحین و شهدا . من برای این به جبهه آمدم که بفهمم برای چه زنده ام و برای چه زندگی میکنم و برای چه آفریده شده ام و خوب هم فهمیدم  ، در جبهه ها زندگی معنای دیگر دارد و من وقتی که به جبهه نرفته بودم با خود می اندیشدم که زندگی یعنی چه ، نگاه میکردم مردمی را میدیدم که دنبال مادیات بودند و دیگر هیچ .وقتی به جبهه آمدم  معنای زندگی را فهمیدم. از شما برادران تقاضا دارم که بیائید این جبهه ها را پر کنید و خود ساخته شوید که جبهه واقعا محل خود سازی و دانشگاه انسان سازی است .

ذره ای از کارتان برای ریا و خودنمایی نباشد

برادرانم؛

من آگاهانه در این راه قدم نهادم چرا که خون سرخ شهیدان در کربلای حسین تا کربلای جنوب و غرب ایران صدایم میزند که چرا نشسته ای ؟ آخر ما مسلمان هستیم ما در عصری زندگی میکنیم که ظلم سراسر جهان را فرا گرفته است ما باید خون بدهیم تا حضرت مهدی (عج)پیروز شود این خون سرخ شهیدان است که جامعه را به حرکت در می آورد .من آمده ام تا به ندای هل من ناصر ینصرنی امام حسین علیه السلام که اینک از حلقوم پاک خمینی کبیر بیرون می آید لبیک گفته و  مسئولیتم را در قبال خون شهیدان انجام دهم.


خواهران و برادران ؛
من در آخرین لحظات شور و حال عجیبی دارم و امیدوارم به عنوان برادر کوچکتر این نصیحت را از من بپذیرید،  از شما ملت غیور شهید پرور می خواهم که امام امت این قلب ملت و این نایب امام زمان را حمایت کنید، عاشقان لقاء الله و این هدیه خدا را هیچگاه تنهانگذارید و کاری نکنید که باعث ناراحتی ایشان شود. تمام حرفهای ایشان را که چون مروارید است مو به مو اجرا کنید و کاری نکنید که باعث خوشحالی آمریکا شود.


 پدر جان ؛

من خیلی عاشق امام  هستم و همیشه آرزو داشتم ایشان را ببینم، اگر این فیض نصیبم نشد خواهشمندم از شما که به جای من به دیدن امام بروید و روح مرا شادکنید و پپامم به خانواده ام این است که دست از یاری امام برندارند و عملا" پیرو او باشند. پیامم به امت شهید پرور این است که رمز پیروزی ما وحدت است پس در حفظ این فریضه الهی بکوشیم و با شرکت فعال خود در نماز جمعه مشتی محکم بر دهان دشمنان اسلام بزنند.

دیگر اینکه دعای کمیل ، دعای توسل و دعای ندبه را هیچگاه ترک نکنید و این را بدانید که رمز پیروزی رزمندگان ما در جبهه ها همین دعا است. هیچگاه به فکر مال اندوزی و جاه و مقام نباشید و ذره ای از کارتان برای ریا و خودنمایی نباشد چون دنیا محل گذر است و این را بدانید که عزت و شوکت را هرگز در زندگی پست دنیا نخواهیم یافت. به راستی که شهادت فیض بزرگی است برای مومنان.

خواهرانم؛

وصیتی هم برای خواهران مکتبی و انقلابی ام دارم  و آن اینکه حجاب سنگری مقاوم در برابر استعمارگران و مشتی محکم بر دهان غرب است . حجاب را حفظ کنید زیراکه حیثیت و شرف و بزرگواری شما خواهران در حفظ حجابتان است و لباس جنگ شما همین حجاب شما است . بی دلیل نیست که میگویند حجاب شما  از خون شهدا بالاتر است زیرا ما شهیدان خون میدهیم که بی حجابی این ارمغان استعمارگران را ریشه کن کنیم.
دیگر خواهشی که از شما امت حزب الله دارم این است که جلوی آنها که میخواهند به نحوی انقلاب ما را خدشه دار کنند بایستید و با تمام قوا با آنها که مواد مخدر را وارد شهرتان میکنند تا از این طریق جوانهای شما را به فساد بکشند مقابله کنید .

و تو ای خواهر:

باید زینب وار رسالتم را به عهده بگیری و پیام من و شهیدان دیگر را به گوش تمام جهانیان برسانی و بگویی که من کور کورانه شهیدنشدم بلکه هدفم  احیاء کلمه الله بوده است.

پدر جان؛

اگر در قبال وظایفم نسبت به شما کوتاهی کردم مرا ببخشید و به همه اقوام و خویشان بگوئید که مرا ببخشند و راه شهیدان را ادامه دهند و اسلحه برزمین افتاده ام را بردارند و با دلی پاک و ایمانی راسخ به میدان بیایند و دشمن را نابود کنند و سلام من بر پدرانی که میتوانند در لحظه های حساس وظایف خطیر پدری را به جا آورند و فرزندانی نیرومند تحویل جامعه دهند.

و تو ای مادر مهربانم؛

خیلی حق بر گردن من داری که نتوانسته ام   ذره ای  از آن را جبران کنم. تو هم مرا حلال کن و از شهید شدنم هیچ ناراحت مباش.خدا میداند که من خوشحالم از اینکه خدا شهادت را نصیبم کند. مادر اسلام باید به دست ما مستضعفان زنده شود زیرا که انقلاب مال ما ضعفاست. مستکبران که به جنگ نمیروند. پس مادرم ناراحت نباش . تو باید خوشحال باشی که پسرت را در راه خدا و قرآن داده ای .

برادرانم؛

ما امروز در مقابل خون شهیدان مسئولیم و باید جوابگو باشیم پس بیائید فی سبیل الله قدم نهیم و کارمان برای رضای خدا باشد. و دیگر اینکه تقوی را مد نظر داشته باشید و متقی و خدا ترس باشید که عذاب آخرت بس عذاب بزرگی است.



برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده