جمعه, ۱۳ ارديبهشت ۱۳۹۸ ساعت ۰۰:۱۸
شهید سیدحسن موسوي ­ندوشن هشتم فروردين 1347، در روستاي آشتيانه تابعه شهرستان اردكان به دنيا آمدبه عنوان بسيجي به جبهه رفت. يازدهم ارديبهشت 1365، با سمت تك­تيرانداز در شوشتر هنگام آموزش نظامي بر اثر انفجار مين و اصابت تركش آن به شكم، شهيد شد.

فرازی از زندگینامه و وصیت نامه شهید موسوی تدوشن

به گزارش «نوید شاهد یزد»،شهید سید حسن موسوی ندوشن فرزند سید علی در تاریخ8/1/1348در یک خانواده مذهبی و متدین و اهل سادات در روستای آشتیانه از توابع عقدا به دنیا آمد دوران طفولیت وکودکی را با تربیت صحیح اسلامی والدین همراه با آشنایی با معارف دینی گذرانید و در سن 7 سالگی برای شروع تحصیلات قدم به دبستان نهاد و این مقطع را با موفقیت سپری نمود سپس در مدرسه راهنمایی تا سال سوم راهنمایی تحصیل نمود ولی به دلیل علاقه مندی به تحصیل علوم دینی در حوزه علمیه امام صادق (ع) اردکان با جدیت مشغول تحصیل گردید و در سال اول حوزه بود که به شهادت رسید شهید موسوی  از روحیه خوب و اخلاق نیکو و پسندیده و برخوردی مناسب با دیگران بهره مند بود هیچگاه کسی را ناراحت نمی کرد و با همه به ملاطفت و مهربانی برخورد می نمود به پدر و مادرش احترام گذارده و در تمام امور به آنها کمک می نمود در انجام کارها از جدیت و پشتکار و دقت نظر برخوردار بوده و امور محوله را به نحو احسن انجام می داد در مجالس و محافل دینی و مذهبی شرکت فعال داشته و در جلسات قرائت قرآن و نماز جماعت حضوری جدی داشت در اجرای دستورات دینی و احکام اسلامی و انجام عبادت الهی پر تلاش و کوشا بود در سال پیروزی انقلاب با توجه به اینکه در سنین نوجوانی بود همگام با ملت مسلمان در  تظاهرات علیه رژیم طاغوت شرکت می نمود و پس از پیروزی انقلاب برای پیشبرد اهداف آن و حفظ و صیانت از انقلاب سر از پا نمی شناخت و در دوران دفاع مقدس همواره خواهان حضور در جبهه بوده تا اینکه با اصرار نامبرده در سال 1363 به عضویت بسیج در آمد و پس از طی دوره آموزشی در حالی که ازدواج نموده بود به جبهه های نبرد حق علیه اعزام گردید و تا زمان شهادت 3 بار اعزام شده و مدت 6 ماه مشغول نبرد با دشمن بعثی و ایثارگری در راه اسلام و انقلاب بود و عاقبت در تاریخ 11/2/1365 در منطقه شوشتر در حین آموزش بر اثر ترکش مین به سینه و شکم به شدت مجروح و پس از 3 روز در بیمارستان به آرزوی دیرینه خود  به شهادت نائل گردید که پس از انتقال  پیکر پاک و مطهرش به زادگاهش با تشییع با شکوه توسط مردم متدین در روستای آشتیانه از توابع عقدا به خاک سپرده شد.

وصیت نامه شهید:



فرازی از زندگینامه و وصیت نامه شهید موسوی تدوشن
فرازی از زندگینامه و وصیت نامه شهید موسوی تدوشن

بنام الله پاسدار حرمت خون شهيدان و با سلام و درود بر يگانه ومنجي عالم بشريت آقايمان مهدي (ع) و بنام نيرو دهنده قلبهاي ضعيفان و اي كسي كه در قرآن وعده دادي و به وعده هايت وفا كردي و مي كني و اي آرام دهنده قلبهاي مومنان به ما توفيق بندگي و بالاتر از همه توفيق شهادت در راه خودت عطا فرما و نام ما را در ليست شهدايت ثبت و ضبط بگردان و به ما توفيق بده تا بتوانيم در كنار رزمندگان خالص و از جان گذشته ات به نبرد با دشمنان اسلام و قرآنت بستيزيم. خدايا عقيده ما را صاف كن كه واقع بين شويم و در برابر توطئه هاي منافقين همچون كوهي مقاوم و استوار بايستيم و به ما نيروي صبر و بردباري عطا كن كه از دشمني دشمنان اسلام خسته نشويم باري اي حسين اي امام ما كه در صحراي كربلا غريبي و در صحراي كربلا غريبانه به شهادت رسيدي و وقتي كه همه يارانت به شهادت رسيده بودند صدا  مي زدي هل من ناصر ينصرني تا شايد كسي شما را ياري كند ولي كسي نبود كه تو را ياري كند به غيراز طفل شش ماهه ات علي اصغر. ولي اي امام حسين الان برخيز و ببين كه چگونه علي اكبرها و علي اصغرها و قاسمها و حبيب ابن مظاهرها دارند در اينجا نايب فرزندت مهدي امام خميني را ياري مي كنند و اگر آن روز كسي را نداشتي به تو ياري كند امروز جوانان عاشق شهادت و جهاد هستند امروز اين عزيزان دارند به تلافي آن روز انتقام مي گيرند. امام حسين ما را بپذير و توفيق به ما بده تا بتوانيم در راه اسلام بجنگيم و عمر نا قابلمان و مرگمان را در راه خدا به اتمام برسانيم و همانطوري كه جوانان ما رفتند من هم دوست دارم بروم.


فرازی از زندگینامه و وصیت نامه شهید موسوی تدوشن

از پدر و مادرم مي خواهم تا در مرگ پرافتخار من اگر خدا قبول كند گريه وزاري نكنند و براي من سياه نپوشند. چراكه چون اگر كسي سياه پوش شد سياه پوشي نشانه غمگيني است و من دوست ندارم براي شهادت من غمگين شوي و بدانيد كه اگر شما از نظر شهادت من از روي از دست دادن من گريه ناراحتي بكنيد من ناراضي هستم و خواهم شد گريه بكنيد خيلي زياد كه چرا ديگر فرزنداني زياد ندارم كه به جبهه بروند و راه سرخ اين فرزندم را در پيش بگيرند. گريه كني گريه خوشحالي و بدانيد من امانتي هستم كه خدا به شما داده و به موقع آن را خواهد گرفت مادرم از شما خواهش مي كنم اگر گريه مي كني طوري گريه كن كه گريه تو نشانگر گريه شوق باشد .

پدر عزيزم من مطمئن هستم كه شما گريه نمي كني و اگر هم كردي گريه شوق مي كني پدرم راه من و شهيد علي قاسمي و ديگر شهداي انقلاب را ادامه بده

اي برادر عزيزم مي خواهم ناراحت نباشيد و همدوش با پدرم به رزم خويش ادامه دهي از خواهرانم مي خواهم كه صبر خود را همچون صبر زينب در روز عاشورا نشان بدهند و زاري كه موجب طاقت فرسائي آنها مي شود نكنند. از آنها مي خواهم فرزندان خود را زينب گونه و حسين وار تربيت كنند و از همكلاسيهايم مي خواهم كه راه مرا ادامه دهند و مواظب باشند اين راه راهي است كه اگر ايمانشان ضعيف شد نمي توانند آن را ادامه دهند و از قافله عاشقان الله عقب مي مانند از پدر و مادرم و مسئولين سپاه مي خواهم مرا در آشتيانه به خاك بسپارند

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده