فرازی از زندگینامه و وصیت نامه شهید زارعی
سه‌شنبه, ۲۱ اسفند ۱۳۹۷ ساعت ۱۶:۰۲
شهید علی اکبرزارعی محمودآبادي يكم فروردين 1345، در روستاي محمودآباد از توابع شهرستان ميبد به دنيا آمد.به عنوان بسيجي در جبهه حضور يافت. بيست و يكم اسفند 1362، با سمت تك‌تيرانداز در جفير بر اثر اصابت تركش به شكم، شهيد شد.

شهید نوجوانی با دو آرزو؛ شهادت در راه خدا و زیارت قبر حضرت سیدالشهدا + دستنوشته شهید

به گزارش «نوید شاهد یزد»،شهید علی اکبرزارعی محمودآبادي يكم فروردين 1345، در روستاي محمودآباد از توابع شهرستان ميبد به دنيا آمد. پدرش محمدعلي، كارگر و كشاورز بود و مادرش سكينه­سلطان نام داشت. دانش ­آموز چهارم متوسطه بود. به عنوان بسيجي در جبهه حضور يافت. بيست و يكم اسفند 1362، با سمت تك‌تيرانداز در جفير بر اثر اصابت تركش به شكم، شهيد شد. پيكر او را در گلزار شهداي زادگاهش به خاك سپردند.


شهید زارعی درخانواده ای بی بضاعت چشم به جهان گشود.پس ازسپری کردن دوران کودکی درسن شش سالگی جهت کسب علم ودانش به دبستان ضیایی محمودآباد رفت وپس ازشش سال وارد  دبیرستان شهیدبهشتی شد .ازآن زمان جهت تامین هزینه های تحصیل به کارنیزپرداخت.اوازاخلاق خوبی برخورداربودوبه نمازوعبادت اهمیت زیادی می دادوبه موقع تکالیف دینی ومذهبی خودراانجام می داد.علاوه برکاروتحصیل ِ درخانه نیزبه پدرومادرکمک می کرد.دانش آموزسال سوم دبیرستان بودکه جنگ تحمیلی شروع شد.

وصیت نامه شهید:

شهید نوجوانی با دو آرزو؛ شهادت در راه خدا و زیارت قبر حضرت سیدالشهدا + دستنوشته شهید
شهید نوجوانی با دو آرزو؛ شهادت در راه خدا و زیارت قبر حضرت سیدالشهدا + دستنوشته شهید

با سلام به حضرت صاحب الامر مهدى ـ منتظر(عج) و نايب بر حقش روح خدا رهبر انقلاب اسلامى و به روان پاك شهداى اسلام خصوصا جنگ تحميلى و خانواده‌هاى شهدا و مجروحين و معلولين صابر انقلاب اسلامى و اسرايى كه به دست بعثى‌ها اسير شده‌اند.
سلام گرم برپدر و مادر و خواهران و برادران گرامى و تمام دوستان عزيزم اين چند سطر وصيت‌نامه اين بنده حقير على اكبر زارعى فرزند محمدعلى كه به خاطر وجوبى كه در آن بود نوشتم. هدف تنها رسيدن به الله، شهادت، كشته شدن در راه خداست، انا لله و انا اليه راجعون. من از خدا دو چيز مى‌خواهم كه اميدوارم يكى از اين دو را نصيبم كند يكى شهادت در راه خودش و دومى زيارت قبر امام حسين(ع) كه همان كربلا است و سفارشى كه به كسانى كه اين نوشته را مى‌خوانند دارم

اى دانش‌آموزان عزيز و اى مردم شهيدپرور:

اميدوارم كه اگر من خداى ناخواسته به شما ناخشنودى كرده باشم مرا ببخشيد و مرا در پيشگاه خدا روسياه نسازيد و اى دانش‌آموزان درس خود را بخوانيد تا در آينده بتوانيد عضو و نيرويى براى اين انقلاب باشيد و ديگر اينكه انقلاب را با رساندن پيام خدا و پيام فطرت‌پذير آغاز كنيد. اما هروقت دشمنان انسانيت سر راهتان ايستادند و خواستند نداى حق شما را در گلو خفه كنند آن موقع آرام ننشينيد و سلاح بر دست گيريد و با آنها بجنگيد و از همه مهمتر سعى در آماده‌سازى خود و جامعه براى ظهور صاحب حقيقى حضرت صاحب العصر والزمان مهدى منتظر(عج) و دعا براى پيوند اين انقلاب اسلامى به انقلاب بزرگوار و مخصوصا طول عمر مرجع و رهبرمان تا انقلاب مولانا صاحب الزمان در ركاب ايشان بايد باشد كه همه اينها با عمل صالح و نيكو و خودسازى درونى كه به گفته پيامبراسلام(ص) جهاد اكبر است براى تحقق بخشيدن به دعايمان بايد همراه باشد.

اى جوانان :

بپرهيزيد كه به هنگام غفلت مرگ گريبانتان را نگيريد و مبادا در رختخواب ذلت و غفلت مرد زيرا كه حسين در ميدان نبرد شهيد شد و على در محراب عبادت شهيد شد.

اى مادرم و اى مادران:

مبادا از رفتن فرزندانتان به جبهه جلوگيرى كنيد كه فردا در محضر خدا نمى‌توانيد جواب زينب را بدهيد كه تحمل 72 شهيد را نمود.

پدر و مادرم :

درست است كه اين مصيبتها سخت و ناگوار است اما اين مصيبتها  تمام شدنى است ولى به پاداش اين جانفشانيها و فداكاريها به نعمتهاى بى‌پايان و ابدى خواهيد رسيد و بر كرامت و بزرگوارى تكيه خواهيد زد و اى برادرانم حضورتان در جبهه‌هاى جنگ عليه باطل ثابت نگه داريد و دعا را از ياد نبريد كه بهترين درمان‌ها براى تسكين دردهاست و هميشه به ياد خدا باشيد و در راه او قدم برداريد به اميد فرج هرچه زودتر آقا امام زمان مهدى موعود(عج) و به اميد برافراشتن پرچم لا اله الاالله در سراسر جهان و به اميد طول عمر رهبر و مرجعمان امام خمينى و به اميد زيارت كربلاى حسينى و به اميد اينكه نفس اماره در ما به نفس مطمئنه تبديل شود و به اميد شفاى عاجل كليه معلولين و مجروحين اسلام و به اميد علو درجات شهداى انقلاب اسلامى و محشورشان با شهداى كربلا.
اللهم الرزقنى توفيق الشهاده فى‌سبيلك الى هب لى كما الانقطاع و العاقبة المتقين.

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده