چهارشنبه, ۱۶ آبان ۱۳۹۷ ساعت ۱۵:۲۰
شهیدسید علی زاده ميراشكذري پانزدهم آبان 1344، در شهرستان اشكذر به دنيا آمد.پانزدهم مرداد 1362، با سمت تيربارچي در پيرانشهر هنگام درگيري با نيروهاي عراقي بر اثر اصابت تركش به شهادت رسيد.

نویدشاهدیزد:

شهیدی که خواب خود و شش نفر از همرمانش را دیده بود

شهیدسید علی زاده ميراشكذري پانزدهم آبان 1344، در شهرستان اشكذر به دنيا آمد. پدرش سيدابوالقاسم، كارگر كارخانه كاشي بود و مادرش بي بي ماشاالله نام داشت. تا پايان دوره ابتدايي درس خواند. بنا بود. به  عنوان بسيجي در جبهه حضور يافت. پانزدهم مرداد 1362، با سمت تيربارچي در پيرانشهر هنگام درگيري با نيروهاي عراقي بر اثر اصابت تركش به شهادت رسيد. مزار او در گلزار روضه الشهداي زادگاهش واقع است

درنيمه آبان سال 1344 دومين فرزند از خانواده سيد ابوالقاسم زاده مير ديده به جهان خاكي گشود كه هم نام مولايش علي (ع) نامگذاري شد . اين اسم خود از عشق به خاندان ولايت علي(ع) حكايت دارد . او سالهاي اول زندگي و دوره ابتدايي را در اشكذر در دامان پر مهر و محبت پدر  مادر   سپري کرد.


بعد از تحصيلات ابتدايي به جهت مشكلات اقتصادي و به قصد كمک رساندن به خانواده به عرصه كار و تلاش وارد شد و به بنايي پرداخت و پس از چند سال در اين كار ماهر شد . در اين مدت نيز با بسيج محلات فعاليت چشمگيري داشت و زماني عشق حسيني او را از كار روزمره به آموزش نظامي و پيوستن به راهيان نور و ادامه دهندگان واقعي راه حسين (ع) كشاند . او دوبار از طريق بسيج راهي ميادين نبرد شد . يك هفته قبل از شهادت با تلفن به پدرو مادر مي گويد شما به منزلي كه من در اين جهان ساخته ام كوچ كنيد ،   پدر و مادر در جواب مي گويند ما صبر مي كنيم كه خودت بيايي او در جواب مي گويد منتظر من نمانيد كه يك هفته بعد او با پيكري خونين مي آيد .


در شب قبل از  عمليات والفجر 2  شهيد در رؤياي صادقانه مي بيند كه در زادگاه او  (اشكذر ) 7 نفر به درجه رفيع  شهادت نائل مي شوند او همه  را مي بيند كه در حال خواندن  نماز نافله شب اند  و به او مي گويند  هفتمين نفر  آنها خودت  هستي كه زودتر  به شهادت مي رسي ولي آخرين نفر تو را به محل مي آورند كه حقيقت چنين هم شد . آنها 7 نفر با هم به شهادت مي رسند.


ولي او كه در آخرين زيارت امام هشتم از امام رضا (ع) خواسته بود كه بار ديگر به مشهد بيايد اشتباهی پيكر پاكش را به مشهد مي برند و دور حرم نيز مي گردانند . بعد متوجه مي شوند كه شهيدي از  اشكذر يزد است و بعد از 6 روز ايشان را  به زادگاهش آوردند و در روضه الشهداء اشكذر به خاك سپردند .  او در نامه اي به امام جمعه سفارش كرد كه به مردم بگوييد مرتب در جبهه حضور يابند . او در قسمتي از خون نامه اش مي نويسد ؛شما در هر كجا كه باشيد و هر مسئوليتي كه داشته باشيد اگر بخواهيد براي اسلام فداكاري كنيد همان جا براي مجاهد في سبيل ا ... سنگر است و هيچ عبادتي بالاتر از عمل صالح نيست وجهادي هم بالاتر از مبارزه با نفس نيست .


برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده