چهارشنبه, ۱۶ آبان ۱۳۹۷ ساعت ۱۵:۲۵
شهید بیژن پورجعفرآبادي پانزدهم آبان 1341، در شهرستان اصفهان به دنيا آمد به عنوان سرباز ارتش در جبهه حضور يافت. هفدهم مرداد 1362، با سمت تك‌تيرانداز در شرهاني توسط نيروهاي عراقي بر اثر اصابت تركش خمپاره به سينه، شهيد شد
نامه شهیدبیژن پورجعفرآبادي به مادرش/ باید به جنایتکاران درس عبرت داد تا دیگر هوس خیانت و تجاوز به ما را نکنند


نامه شهیدبیژن پورجعفرآبادي به مادرش/ باید به جنایتکاران درس عبرت داد تا دیگر هوس خیانت و تجاوز به ما را نکنندنامه شهیدبیژن پورجعفرآبادي به مادرش/ باید به جنایتکاران درس عبرت داد تا دیگر هوس خیانت و تجاوز به ما را نکنندنامه شهیدبیژن پورجعفرآبادي به مادرش/ باید به جنایتکاران درس عبرت داد تا دیگر هوس خیانت و تجاوز به ما را نکنند


بسم الله الرحمن الرحیم    19/ 11/61

خدمت یکایک شما سلام

امیدوارم سلام گرم و محبت آمیز مرا که از اعماق وجودم سرچشمه میگرد و همراه با درود فراوان به سوی شما ابلاغ می شود را پذیرا بوده باشید اگراز روی مهر و محبت خود احوال مرا خواستار باشید بحمد الله تا این لحظه مرا ملالی نبوده به جزدوری از شما که آن هم امیدوارم دیدارها بزودی زود تازه گردد باری الان که این نامه را از نزدیکیهای چم هندی برایتان می نویسم 38 روز است که د رمنطقه به سر میبریم والان باید 5 روز باشد که در مرخصی به سر برم ولی  آماده باشهای پی در پی و حمله اخیر باعث چنین موضوعی شد همانطور که شما بهتر از من آگاهید دو شب قبل در جبهه جنوب غربی عملیاتی با نام والفجر و رمز یا الله شروع شد که این مرحله اول عملیات بود مرحله دوم آن در اطراف فکه امشب یا فردا شب انجام میگرد که تیپ ما در این عملیات میباشد و مسلم است که من هم درعملیات هستم بعد از آن که ناصر میر جلیلی به مرخصی آمد فردایش مرخصیها لغو شد که تا هم اکنون لغو است و بعد ازعملیات آزاد میشود ما را از منطقه قبلی که درآن بودیم به اطراف فکه آورده است والان دو روز است که در اینجا به سر میبریم وهر آن منتظر آن هستیم که ما را جهات عملیات به جلو ببرند  هوای اینجا بسیار خوب و منطقه مان پر از تپه و کوهپایه واز این خبر هاست زیبائی طبیعت زیاد است میدانم منتظرم هستید ولی فکرنکنم 20 روز دیگر اگر مرخصیها تا 10 روز دیگر آزاد شود بتوانم به مرخصی بیایم اکثر بچه ها از اینکه عملیات هر چه زودتر انچام شود خوشحال هستند چرا که هرچه زودتر عملیات تمام و مرخصیها آزاد شود به نفع ماست مادرم نگران مباش چرا که همه خود را به خدای بزرگ سپردم و خود را بیمه او کردم مادرم اصلا" نگران مباش چرا که نگهدار ما خداوند عزوجل است اگر خدا بخواهد صحییح و سالم بدر خواهیم رفت و اگر نه که هیچ .خلاصه این حمله هم مانند دندان کرم خورده ای است که باید کشید هر چه زودتر بکشیم بهتر است مادرم قلبت را قوی کن همانطور که من که فردا باید به صحنه پیکار بر علیه خصم زبون بروم عین خیالم نیست چه باید کرد باید به جنایتکاران درس عبرت داد تا دیگر هوس خیانت و تجاوز به ما را نکنند تنها حرفی که به شما دارم قلبتان را قوی نگه دارید خدای را فراموش مکنید بچه ها را همه را از دعای خیر فراموش نکنید همه فرزندان شما هستید خدا کند همه به سلامت برویم و برگردیم مادرم عملیات هم تمام می شود غصه نخورید حسین هم سنگر بغل ماست و خدا را شکر در سلامت کامل به سر میبرد او هم بی  سیم چی فرمانده گروهان است اکثر بی سیم چی ها یا مرخصی هستند و یا فرار کرده اند این است که حسین بی سیم چی فرمانده گروهان است چون وقتی برای نوشتن ندارم اجازه بدهید بیشتر مزاحم وقتتان نشوم از طرف من کلیه اقوام دوستان آشنایان و همسایگان و بچه های محل را سلام  فراوان بنویسید یکی از بچه ها میگوید عملیات به تعویق افتاه و گویا به مدت 4 روز به تعویق افتاده است حال نمیدانم چه قرار است بشود خلاصه هرچه پیش آید خوش آید عرضی ندارم قلوبتان قوی و محکم باد خداوند یار و یارتان باد شما را به خدای بزرگ سپردم انشاالله که بتوانم خیابان جدیدمان را ببینم بعد از عملیات حتما" انشا الله برایتان تلفنی ویا تلگراف خواهم زد خداحافظ

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده