جانباز محمدرضا امراللهی
سه‌شنبه, ۲۴ مهر ۱۳۹۷ ساعت ۱۴:۱۳
جانباز محمدرضا امراللهی در سن 16 سالگی عازم جبه ش و در عملیات والفجر 4 مجروح و جانباز گردید
نویدشاهدیزد:


محمدرضا امراللهی هستم، سال هزار و سیصد و چهل و چهار در یزد به دنیا آمدم. دوران کودکیمان در محله ی "میدان بعثت" که آ ن زمان، معروف بود به میدان شاه زندگی می کردیم، بعد از ای که انقلاب شد، محله ی زندگیمان عوض شد. رفتیم چهارراه بیست ودو بهمن و آنجا زندگی کردیم و الان هم ساکن اما مشهر هستم.

در بسیج که بودم علاقه خاصی به جبهه در من پیدا شد و بعد هم جنگ شد و آموزشهای مختلفی که دیدیم و به هرحال در جمع بچه ها آ نموقع خیلی خوب بود. به قول خودمان، یزدی جماعت "خَش" بود؛ یعنی صفا و صمیمیتی بود! درهرصورت بعد از اینکه امتحان ورودی هنرستان را دادیم رفتیم جبهه، آنجا جبهه ما را جذب خودش کرد. درواقع تو جبهه ماندیم دیگر. جبهه ما را عاشق خودکرده بود! درهرصورت، این جبهه رفتن ما هم یک جریانات خاصی دارد.
سه مرتبه من آموزش دیدم. به این دلیل که سنم کم بود! آ ن موقع پادگان شهید بهشتی که الان بوستان ولایت شده، محل آموزش نیروهای بسیجی بود؛ یعنی بچه های بسیجی می آمدند آنجا یک ماه، چهل روز -بستگی به دوره اش داشت- آموز شهای رزمی، سلاح، عقیدتی، یک سری آموزشها را به افراد می دادند و دومرتبه اش که اصلاً ما را به حال خودمان می گذاشتند تا آموزش که تمام می شد، موقع اعزام که می رسید آن موقع می گفتند که نمی شود رفت و سنت کم است. به هرحال، دو بار که ردمان کردند ولی بار سوم را دیگر بعد از امتحان ورودی موفق شدیم و رفتیم جبهه!

اولین بار شانزده سالم بود که به جبهه رفتم و بعدها در عملیات والفجر 4 مجروح شدم و این زندگی در وضعیت جانبازی، وقایع بعدی شدند که بخش مهمی از زندگی من را تشکیل می دهند.
برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده