سه‌شنبه, ۰۶ شهريور ۱۳۹۷ ساعت ۱۷:۰۴
شهید محمدابراهیم جعفري ندوشن ششم شهريور 1345، در روستاي شهيديه از توابع شهرستان ميبد به دنيا آمد. پدرش عباس، كشاورز بود و مادرش صغرا نام داشت. دانش آموز سوم متوسطه در رشته تجربي بود. به عنوان بسيجي در جبهه حضور يافت. شانزدهم مرداد 1364، با سمت تك‌تيرانداز در هورالهويزه بر اثر اصابت تركش به سر و گردن، شهيد شد. مزار او در گلزار شهداي زادگاهش واقع است
نویدشاهدیزد:


در سطور بعد سخن از جوان معتقد و مومنی است که در سال 1345 هجری شمسی در روستای شهیدیه و در یک خانواده کارگری و زحمت کش دیده به جهان گشود و در سراسر عمر کوتاه خود جز عشق به اهل بیت (ع) و یاد خدا و جهاد با دشمنان خدا بکاری دیگر مشغول نشد . سخن از شهید پاینده محمد ابراهیم جعفری است ، جوانمردی که اینک نامش در زمره یاوران حسین (ع) ثبت و ظبط است .
شهید جعفری پس از اینکه دوران کودکی را سپری نمود ، جهت کسب علم راهی تنها دبستان شهیدیه شد . او توانست دوره ابتدایی را با موفقیت پشت سرگذارد و سپس جهت ادامه تحصیل وارد مدرسه راهنمایی شرف الدینی شد . ورود او به مقطع راهنمایی مصادف با جریان برپائی تظاهرات و راهپیمائیها علیه رژیم پهلوی بود و شهید جعفری نیز در حد توانائی خود در این مراسم شرکت می کرد . او توانست دوره راهنمائی را با موفقیت سپری کند و سپس جهت ادامه تحصیل وارد دبیرستان طالقانی میبد شد و در رشته علوم تجربی ثبت نام نمود .
شهید جعفری انسان مطیع و آرامی بود و نسبت به والدین و برادران و خواهران و اقوام و همسایگان بسیار مهربان بود . ایمان ، ازاو انسانی سراپا مومن و معتقد ساخته بود . نسبت به نماز و انجام سایر فرایض دینی بسیار جدی عمل می کرد . از کار کردن باکی نداشت و به محض اینکه از مدرسه می آمد شروع به درس خواندن می کرد و پس از اتمام درس به کار کردن می پرداخت .
با شروع جنگ تحمیلی او به عضویت پایگاه در آمد و پس از طی آموزش دوره مقدماتی جهت نبرد با دشمن روانه جبهه گردید . شهید پنج بار به جبهه رفت و چندین بار هم مجروح شد ( او هرگز دوست نداشت که دیگران از مجروح شدن او با خبر شوند ) ولی هر بار با عشق و علاقه بیشتری به جبهه باز می گشت . او در حین تحصیل درس را رها کرد و راهی جبهه شد . خانواده اش هر چه به او می گویند که به درس خواندنت ادامه بده ولی او در جواب می گوید : درس را بعدا هم میشود خواند و امروز جبهه ها نیاز به ما دارد و باید با دشمن مقابله کنیم. او رفتن به جبهه را در آن زمان واجبتر از درس خواند میدانست و بدین سبب در کلاس سوم دبیرستان بود که برای آخرین بار به جبهه رفت .
بسیجی شهید محمد ابراهیم جعفری در تاریخ 2/1/1364 برای آخرین بار به جبهه اعزام شد و در تاریخ 16/5/1364 طی عملیات قدس پنج در منطقه عملیاتی هور به فیض عظیم شهادت نائل آمد .
هنگامی که خبر شهادتش به خانواده رسید ، پدر و مادرش جهت بجا آوردن فریضه حج عازم عربستان سعودی بودند . آنها فقط توانستند پیکر مطهر شهیدشان را برای آخرین بار زیارت کنند و سپس عازم سفر شدند. روز بعد و در غیاب پدر و مادر جسد مطهر شهید به میبد منتقل شد و در یک تشییع جنازه با شکوه در کنار سایر شهدای گلگون کفن شهیدیه به آغوش گرم خاک سپرده شد . مراسم بزرگداشت شهادتش در کنار حرم رسول الله در مدینه منوره و در کنار خانه خدا در مکه معظمه با شکوه خاصی برگزار گردید
 شهید جعفری فردی فروتن ، بی تکبر و افتاده بود غرور و تکبر در او خرد شده بود اگر در کوچه و خیابان حرکت می کرد سر بزیر و افتاده بود اکثر اوقات ساکت و متفکر بود با دوستان خوش برخورد و خاضع بود و از نظر عبادت نیز بسیار مقید بود همواره سعی می کرد نمازش را به هر ترتیب که شد به جماعت و یا در عین پاکی و انشاءالله خدا پسندانه بجا آورد . هروقت صحبت می کرد حرفهایش با لبخند توأم بود مطالعاتش همواره جنبه علمی و مذهبی داشت به نوارهای مذهبی و سرودهای انقلاب علاقه وافری داشت اگر چیزی نیاز داشت آن را با شرمندگی اظهار می کرد نمونه آن نامه ایست که بعد از شهادتش رسید و در نامه اش به پدر و مادرش که عازم مکه بودند نوشته بود پدر جان اگر برات میسر است و مزاحمت ایجاد نمی کند خواهش می کنم یک دوربین برایم بیاور این نشانه اظهار شرمندگی در خواسته هایش است اکثر اوقات شهید تنها و در افکار خود غوطه ور بود بعد از اولین مرحله اعزامش دیگر روحیه او ، رفتار او و گفتار و کردارش به کلی دگرگون شد و سعی می کرد اوقات فراغتش را در پایگاه و یا با مطالعه کتب علمی و دینی بگذراند و در اکثر مراسمی که به مناسبت شهادت شهیدان بر پا می شد شرکت می کرد . گلزار شهدا پارک او و دیدار با شهدا تفریح او بود و ذکر خدا آوازش و شهادت عشقش . در بیشتر مواقع در گلزار شهداء بود و اکثرا تنها می رفت شاید می اندیشید که عاقبت روزی باید در همین جا در کنار شهدا و آن هم نه چندان دور آرام گیرد و در زمره آنان قرار گیرد و اگر خواسته باشیم اطلاعات بیشتری در مورد ویژگیهای فکری و علمی شهید بدست آوریم باید به وصیت نامه شهید مراجعه نمائیم فکرش ، ایده اش و نظرش در مورد هستی و مرگ و زندگی و سست بودن پایه های زندگی را می توانیم در آنجا بیابیم
خاطره درباره شهید محمد ابراهیم جعفری از زبان برادر شهید حسین جعفری:
شهید محمد ابراهیم جعفری در چند نوبت به جبهه اعزام شدند که در اعزام آخری بر خلاف نوبتهای قبلی تمام وسایل شخصی مثل ساعت و غیره خود را به همراه نبردند که شاید می توان گفت به ایشان الهام شده بود که شهید می شوند لذا در همان مرحله بود که ایشان شربت شهادت نوشیدند و به معشوق خود مشرف شدند .چند روز قبل از شهادت ایشان بنده طی نامه ای که برای نامبرده فرستاده بودم از اوضاع جبهه سوال کردم و نوشتم که شاید به جبهه بیایم ایشان یک روز قبل از حمله بنظرم در تلگراف خانه های ایستگاه صلواتی بین راهی طی دو خط تلگراف به این مضنون نوشته بود برادرم اگر می خواهی به جبهه بیایی زود بیا که فردا دیر است در این فکر بودم که چه کنم هنوز دو الی سه روز از رسیدن این تلگراف به بنده نرسیده بود که یک روز برادران تعاون به محل کار بنده مراجعه نمودند و به مسئول اینجانب قضیه شهادت شهید گفتند و از ایشان خواستند که موضوع را به اطلاع من که برادر شهید بودم برساند لذا مسئول من از من خواستند که جهت ملاقات برادرم که زخمی ودر بیمارستان بستری می باشد به مرخصی بروم بنده امتناع ورزیدم و گفتم ساعت ملاقات حدود 3 و 4 می باشد نه ساعت 10 صبح ولی نامبرده با اصرار مرا به مرخصی فرستادند وقتی نزدیکای منزل پدرم رسیدم بوی شهادت برادرم به مشامم رسید .

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده